Friday, January 15, 2010

semi

خیلی روزهایی هست که بار سنگین یک رابطه رو روی دوشت حس می کنی و تنها چیزی که به ذهنت می رسه اینه که این یک حس دوره ایی و دورنی و می گذره و من الان آدم خود خواهی ام.. اما یک جایی می خوری توی دیوار محکم و یکی بلند توی گوش ات می گه هی دختره برای هیچ چیزی توی زندگیت از من خیلی نه انتظاری داشته باش و نه کردیت بخواه..این وسط تنها خودتی و اگه چیزی رو خواستی فقط خودتی که باید براش تلاش کنی و من برای اون هیچ کمکی نمی کنم..اینجاست که من بازم مطمئن می شم از خودم و آدم های دورو برم
 
پ.ن : باید تنها زندگی کنم

Tuesday, December 15, 2009

دو- نیم

من آدم نسبی هستم. تمام حرف ها قول ها صداقت ها دروغ ها احساس ها لمس ها تندی ها خوشحالی ها دلتنگی ها اعتقاد ها غم ها و همه ی همه ی جزئیات و کلیات من خالی از قطعیت اند. تکلیف من با خودم معلوم نیست.
به آخرش نیازی نیست که برسی چون نسبیت پایان قطعی نداره و همیشه در وسط راه کم میاری و فقط یک راه داری، کنار گذاشتن و رفتن و شاید برگشتن بدون قطعیت ماندنی
 

Wednesday, December 9, 2009

یک - یک

من آدم فراموشکاری ام و اینجا قراره از چیز هایی بنویسم که قرار نیست فراموش بشند